خاطره نوروز سال۱۳۶۱ و پهن کردن سفره هفتسین در خط مقدم همیشه در ذهن سیدمحمود حسینی ماندگار شده است اما دشمن دائم موقعیت آنها را هدف قرار میداد تا سرانجام بر اثر اصابت خمپاره سقف سنگر روی سرشان آوار شد.
محله
خلج
نزدیکترین محله به کوههای جنوبشرق مشهد، خلج است که نامش دستکم از سده نهم قمری در متون تاریخی آمده است. مسافرخانه و باغهای باصفای این روستا توجه ناصرالدینشاه قاجار را هم جلب کرده است. ارتفاعات خلج محل رفتوآمد کوهنوردان و علاقهمندان به طبیعت است. این محله قدیمیترین بافت محدوده است.
تکتم فدائی زمانیکه بافت سبدهای حصیری را بدون رفتن به کلاسهای آموزشی شروع کرد، تصور نمیکرد روزی آنقدر حرفهای شود که برای سایر بانوان، کلاس آموزشی برگزار کند و او را بهعنوان مربی در محله بشناسند.
حاجحسین نازی پرندهفروشی است که به قول خودش ۵۰ سال قناریباز بوده و به عشق پرندگان زنده است. حالا او ۱۵ سال است که در خیابان خلج علاقهمندان زیادی را از پیر تا جوان برای نگهداری این پرندگان خوشآواز در خانههای خود مشتاق کرده است.
زهره رجبی دو سال پیش، بهخاطر پسرش قدم در مسجد امام حسنمجتبی (ع) گذاشت. کار با نوجوانها برایش خاطرههای ریز و درشت زیادی دارد. اما هیچکدام در ذهنش اندازه داستان رامین و میثم پررنگ نیست.
همسایهها درکوچه سبحان۱۷ اگر یک روز از حال هم بیخبر باشند، نگران هم میشوند. دوره قرآن و صندوق قرضالحسنهای که همسایهها راهاندازی کردهاند، بستری شده تا بیشتر از حال یکدیگر باخبر باشند.
همسایههای کوچه قائم ۴۲ سالهاست که کنار یکدیگر زندگی میکنند. بهانه آشناییشان دوره قرآنی بوده است که در کوچه داشتهاند؛ دوره قرآنی که باعث برکت، خیر و رحمت بوده است.
ایده تشکیل گروه، از علاقه مشترکشان به شیرینیپزی و رؤیای داشتن کسبوکاری مستقل ایجاد شده است. هرکدام با مهارت و سلیقه خود، بخشی از این کار را به عهده گرفتهاند.
آشنایی همسایههای محله خلج رنگ دیگری دارد. صحبت از معرفی همسایه خوب که میشود، هرکدام، دیگری را معرفی میکند و معتقد است همسایهاش بهتر از خودش است.
ابوالفضل جنتی فروتَقه، پلاککوب درختان مشهد، از سال ۱۳۸۴ کارش را بهعنوان کارمند سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری شروع میکند. پیش از او در سال ۱۳۷۵، پلاککوبی در مشهد آغاز و بعد از مدتی رها میشود.
شهید کاوه مهربان بود و حین بازی لبخند از لبش محو نمیشد. همه را با اسم کوچک صمیمانه صدا میکرد، انگار که سالهاست آنها را میشناسد. او مانند سایر بازیکنان، رفتار میکرد و نمیشد تشخیص داد که فرمانده است.
سالهاست اهالی کوچهها و خیابانهای محله خلج هر روز صبح با صدای قدمها و خش خش جاروی سیدکاظم سیدکاظمی ۳۴ ساله بیدار میشوند که پاکبان این محله است.
حاج قربانعلی غلامی معروف به حاجی قهوهچی، ۴۶ سال است که کار استخراج سنگها از کوه های خلج را انجام میدهد. تنها دارایی او کافهای با ۶۲ سال قدمت به نام خلج واقع در روستایی به همین نام است.
محراب شهریاری که سه مقام استانی کیوکوشین دارد حالا با تغییر در مسیر ورزشیاش بهسمت فوتبال رفته است.
سیدطاها بهرهبر میگوید: کیوکوشین را دوست دارم؛ حتی حالا که دارم برای فوتبال تمرین میکنم تا در تست ورودی باشگاه موردنظرم قبول شوم، دست از تمرین نمیکشم اما در رشتههای رزمی حمایتکنندهای وجود ندارد.
سَربُرجیها با کل پولی که توانسته بودند روی هم بگذارند، یعنی حدود ۴۵۰ هزارتومان به اینجا آمدند تا زمینی بخرند. ولی از آنجا که قیمت زمین دوبرابر پول آنها بود، کسریاش را خیّری از اهالی همان روستا تامین کرد.
محله خلج نزدیکترین فاصله شهری را تا ارتفاعات خلج دارد که محل کوهنوردی علاقهمندان به طبیعت است. این محله که به همین دلیل بهنام این ارتفاعات خوانده میشود.
بالاتر از روستای خلج، وقتی میخواهی به سمت ارتفاعات «هفتحوض» بروی، در سمت راست، چند دیواره قدیمی و خرابه مانند وجود دارد که شاید کسی گمان نکند بقایای یک بنای ارزشمند و تاریخی از دوران صفویه باشد.
حسین رحمتیخواه درباره احیای درخت چنار میگوید: آنقدر مراقبش بودیم که حالا دوباره جانی گرفته و بر تنه خالی و خشکش شاخههای جوان سبز شده است.
۷۰ خانم با کسبوکار خانگی در اولین نمایشگاه و بازارچه زمستانه محله خلج حضور یافتند و محصولاتشان را در سالن ورزشی شهید نامی عرضه کردند.
حدود ۳۵ سال قبل، کال اقبال احداث شده است. طول آن ۱۴۰۰ متر و ۱۲۵۰ متر آن سرپوشیده و مابقی روباز است. این کال از کوههای سمت خلج آغاز میشود و به رودخانه کشفرود متصل میشود.